شب 1 1 که به بیمارستان و مریض داری گذشت
صبحش برای انجام یه سری آزمایش که باید ناشتا انجام میشد رفتیم آزمایشگاه
خودمم باید برای چکاپ ماهیانه پوستم آزمایش می دادم
اینجوری شد که دونفری صبح زود راه افتادیم سمت آزمایشگاه و یه تومنی پیاده شدیم
توی راه برگشت چشم مون به فروشگاهی که قبل از کرونا اکثرا از اونجا خرید می کردیم افتاد یه سر رفتیم و یه کم خرید کردیم
نون تازه هم خریدیم و صبحونه خوردیم کنار هم
از اونجایی که خسته بودیم و شب دیر خوابیدیم و صبح هم زود بیدار شده بودیم کلی بالشت ریختیم توی حال و ولو شدیم به فیلم دیدن و استراحت
این وسطا کیک دیشب رو هم با چای خوردیم و قبلش روش شمع هم گذاشتم و عکس انداختیم باهاش که یادگاری بمونه
یهو به سرمون زد غروب بریم سینما
سریع اینترنتی بلیط رو رزرو کردم برای فیلم انفرادی
بعدش ناهار دیروقت مون رو خوردیم و پیش به سوی سینما
فیلمه طنز بود و کلی خندیدیم و میشه گفت از رفتن به سینما پشیمونمون نکرد
سینما ساویز توی گوهردشت کرجه و وقتی پات رو میذاری اونجا دل کندن ازش سخته
کلی پاساژ و مرکزخرید و کافه و رستوران که بهت چشمک می زنن
ما هم کلی گشتیم و کیف کردیم
بعد هم رفتیم توی یه کافه رستوران خوشگل توی فضای باز
چند ساعتی اونجا بودیم و چندتا عکس خوشگل هم انداختیم و امشب مون رو گذاشتیم به حساب جشن سالگرد ازدواج و کلی حالمون خوب شد
و اینجوری شد که دو شب و روز متفاوت برای این مناسبت رو پشت سر گذاشتیم
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان