خرید بک لینک

این چند روز ذهنم درگیر دو موضوعه
ماجرای پای شوهرخواهر
موقع کار توی خونه ای که تازگیا داره تعمیر و بازسازیش می کنه موقع تخریب یکی از دیوار ها دیوار میریزه روی پاش و زخمیش می کنه
اونم فکر می کنه یه زخم عادیه و جدی نمی گیره و دکتر نمیره
ولی بعد چند روز می بینه نخیر خوب که نمیشه بدتر داره میشه
بالاخره مجبور میشه و میره دکتر و الان دو سه روی هست توی بیمارستان به خاطر عفونت زخمش بستریه
یه بار خونه شون یه بار هم بیمارستان رفتم ملاقاتش
خدا کنه زودتر خوب شه و بیاد خونه
هم خودش اذیته
هم خواهرم این روزا زندگیش به هم ریخته
دوتا بچه مدرسه ای
مغازه شون
و کارای بیمارستان رفتن و اومدن
خسته اش کرده
خدا بهش توان بده و به همه مریض دارا
از اون ور سمیه دیروز بالاخره بعد چند وقت عمل کیسه صفراش رو انجام داد فکرم پیش اونم هست یه بار با خواهرش یه بار هم با امید حرف زدم
انگار خیلی حالش بده بعد عمل و خیلی درد داره
کاش زود سرپا بشه
خیلی بابت 1ش اذیته
کلی مشکل داره این یکی رو فعلا داره درمان می کنه
همیشه شعار میدیم و میگیم و میشنویم سلامتی هیجی سلامتی نمیشه
ولی واقعا کدوم مون شاکرش هستیم
خدایا تن مون رو سلامت نگهدار
به خاطر خودمون که رنج مریضی نکشیم
به خاطر خانواده و عزیزامون که با دیدن رنج مون رنج می کشن
خدایا لطفا سلامتی
همین ماجراها منو دوباره به فکر انداخته ماجرای بیمه مون رو دوباره از سر بگیرم خدا کنه بتونیم

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 23:40

صفحه بندی