یه سفر یهویی به همراه دوست جونم سمیه وهمسریش در پیش داریم اگه خدا بخواد امشب راه می افتیم وفردا رم مرخصی گرفتم دوروز خوش بگذرونیم وبرگردیم.خیلی وقت بود که دوستم میگفت با هم بریم شهرستانشون الموت قزوین که جور نمیشد .دیشب داشتیم شام می خوردیم که سمیه جون بر یه کاری بهم زنگ زد وهمسری هم پیشنهاد داد که بریم.خدا کنه هوا خیلی سرد نشه می یام مفصل می نویسم.
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان
تاريخ: چهارشنبه
12 آبان
1395 ساعت: 15:55