خرید بک لینک
تیرماهی که گذشت برای من وهمسر یه ماه پر تنش مالی وکاری بود ولی به خیرگذشت

شرایط کاری همسر تغییرزیادی کرده ویه کم ساعتش کمترشده البته من زیاد راضی به این تغییرنبودم ولی خوب آخرش رو سپردم به همسر چون قول داده شرایط مالی هم بهتر میشه واینجوری شد که راضی به این تغییرشدیم.

بدهی ها خداروشکر سروسامون گرفته وانشاله تا ماه بعد هیچ بدهی نمیمونه وهمین طور یه قرعه کشی هم احتمالا تا مهر به اسممون درمیاد وقصد داریم فرش بخریم و کمد دیواری بزنیم.

یه قرعه کشی جدید هم گذاشتم که اگه خدابخواد کمکی بشه برای خرید ماشین.

چندهفته پیش یه کم اوضاع عاطفی بین مون به هم خورده بود ویه پیاده روی شبونه وصحبت یکی دوساعته اوضاع رو خیلی بهتر کرد.

دوسه هفته است که آخر هفته هامون به کنار رودخونه وگردش میگذره دوبار با خانواده همسر یه بار هم با خانوده خودم.

یه پیشنهاد هم از طرف خواهرشوهری اینا داریم که 25مرداد دسته جمعی بریم شمال وکه البته احتمال رفتن ما خیلی کمه هم همسری توکارجدیدش فعلا نمی تونه مرخصی یه هفته ای بگیره و هم من نمی تونم چون همکارم قراره برای عمل بینی یه 10روزی بره مرخصی یه کم هم به خاطر برنامه های خودمون زیاد مایل نیستیم.

چون اگه قرارباشه این ماه بدهی ها تموم بشه باید فعلا قید این مسافرت رو بزنیم .دوست داریم با خیال راحت یه سفر با دغدغه مالی کمتر داشته باشیم اون هم به مشهد.

هرچند هردومون به یه سفرنیازداریم ولی منطقی که فکر می کنیم می بینیم الان وقتش نیست.

این روزها درصد امید وشادی تو زندگیمون بیشتر شده به امید ادامه این روزها.

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 1:54

صفحه بندی