خرید بک لینک

امروز 1398/06/20شش از زندگی مشترک ماگذشت...

تا چندوقت پیش هی تو ذهنم بود که یه کاری بکنم ولی انقدر این چندوقته پول هام رو این ور اون ور خرج کردم الان موجودی واقعا پایینه وکاری نمیتونم بکنم دلمم نمیخواد مستقیم از همسر برای این قضیه پول بگیرم البته ناگفته نماند همیشه برای سالگرد دوست دارم همسر برام جشن بگیره تا خودم کاری کنم اصلش هم همینه مگه نه؟

روابط با خانواده شوهر رو به صلح پیش رفت ومراسم رب درست کردن باعثش شد بعد از مدت ها شب رو هم ونجا موندیم وناگفته نماند که خوش هم گذشت البته اگر خستگی مراسم رب پزی رو فاکتور بگیریم

من هم صاحب 10 کیلو رب طبیعی وخوشمزه شد

ین شب ها هم که به مراسم عزاداری رفتن گذشت امسال رو فقط رفتم مسجد محله مون وهیئت همشهری هامون که سمت خونه خواهرایناست نرفتم والحق هم خیلی بهم حال خوبی داد ومراسم ها برام پربار معنوی بود وحال دلم رو خوب کرد

روزهای کاری هم که میگذره واز اینکه نیم وقت سرکارم بسی خرسندوخوشحالم

چند وقتیه یه خیاط ماهر سمت خونه خواهراینا یافتیم وکلی لباس خوشگل برامون میدوزه ومنی که از لباس دوختن فراری بوم الان از نتیجه کار راضی ام

امیدوارم امروز روز خوبی باشه هم برای من که روز سالگرد ازدواجمونه وهم برای شما دوستای گلم...

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 8:56

صفحه بندی