خرید بک لینک

بعد از کلی آره و نه وچونه زدن درباره ساعت کار وحقوق بالاخره من دوباره مشغول به کار شدم والان چند روزی هست که میام سرکار

والان توی دفتر کار در خدمت شما دوستای عزیزم هستم

این روزها دارم به روال جدید زندگی عدت می کنم بعد از حدود یک سال ونیم بیکار بودن تا دوباره عادت کنم یه کم طول میکشه

خبر جدید زیادی ندارم فقط سه شنبه برای دیدن نی نی جدید دختر خاله رفتیم خونشون

من واین دختر خاله تو یه سال با فاصله سه ماه ازدواج کردیم یه پسر داره حدود4 ساله به اسم رهام واین دختر تازه به دنیا اومده به اسم رزا..خیلی خوشگله وموهای مشکی پرپشت داره عاشقش شدم

چندوقتی هست به خاطر یه ناراحتی کوچیک بین همسر ومامان وباباش نمیریم خونشون وواقعا ناراحتم

چون ما توی یک محله هستیم آدم معذب میشه دیگه

دیشب که با همسر رفته بودیم پیاده روی کلی باهاش حرف زدم ولی فهمیدم فایده ای نداره تنها حسنش این بود که حرفای دلم رو زدم وگفتم تو خیلی سخت می گیری ونباید انقدر دنیا رو جدی گرفت وچیزای عادی برامون به چیزای دست نیافتنی تبدیل بشه.

الان هم ساعت کاریم تموم شده و باید برم بهتون سر میزنم هر چند کم کامنت میذارم.

برچسب: نویسنده: هستی حیدریان تاريخ: پنجشنبه 2 آبان 1398 ساعت: 8:56

صفحه بندی