چندروز پیش همسر برای انجام کاری رفته بود دفتری که من قبلا کار می کردم به خاطر حقوق کم وساعت کاری زیاد والبته خستگی خودم دیگه نرفتم البته با همکارم دوتایی تصمیم گرفتیم نریم الان اون تو یه دبستان غیرانتفاعی مشغول کار دفتریشونه هرچند حقوقش کمه ولی ساعت کاری کمتر ومسئولیت کمتر وفشار کمتری هم روشه
مدیرسابق به همسر گفته که اگه مایلم برم باهاش مذاکره کنم که دوباره مشغول کاربشم البته با ساعت کاری کمتر ولی درباره حقوق چیزی نگفته
حالا این دوراهی برام پیش اومده که برم یا نرم
تو این یک سال وچندماهی که خونه بودم واقعا شرایط اجازه نداد برای دل خودم کاری کنم بد هم نگذشته البته ولی باخودم میگم خوب آخرش چی
یکی از دلایلی هم که نرفتم این بود که شاید با نرفتن همسر به بچه دارشدنمون راضی بشه که نشد
وهمه این ها دست به دست هم داده که لااقل درباره اش فکر کنم
به این هم فکر می کنم که با برگشت به محل کار قبلی ممکنه دیگه حرفام مثل قبل شنیده نشه ویه جوری انگار حرف خودم رو نقض کردم واز اون ور به سختی کار واز اون ور به عکس العمل همکارم که باهم اومدیم بیرون شاید خنده دار باشه ولی حس خیانت بهم دست میده
از این ور هم به درآمدش ودوباره فعال شدنم فکر می کنم
دوراهی سختیه شماهم اگه دوست داشتین نظرتون رو بگید
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان